السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

37

تفسير هدايت (فارسى)

كافران و فاسقان براى خود كورى را برگزيدند و چشمان خود را براى پذيرفتن روشنى باز نكردند ، / 26 و براى جلوگيرى از نفوذ نور درخشان به قلبهاى خود از ترس اين كه مبادا از آن متأثر شوند و از پرتو آن نورانيت پيدا كنند به كارهاى محال و دور از تصور متمسك شدند . كافران به آنچه پس از اين از قرآن كريم نقل مىشود ، يكديگر را سفارش مىكردند : « وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ - و كسانى كه كافر شدند گفتند : به اين قرآن گوش ندهيد و در آن هرزه‌درايى كنيد » . از نور پرهيز مىكردند و از آن مىگريختند ، و چون يكى از ايشان به نزد پيامبر اسلام ( ص ) آمد و از او دربارهء قرآن پرسش كرد ، و آن حضرت به تلاوت بعضى از آيات قرآن پرداخت ، آن مرد سست شد و دست بر دهان رسول اللَّه ( ص ) نهاد و گفت : تو را به خدا و خويشاوندى سوگند مىدهم كه از تلاوت بازايستى . سپس به نزد قوم خويش بازگشت و گفت : جادويى پر تأثير است . آن شخص نمىتوانست جريان نورى را تحمل كند كه قلب او را فراگرفته بود لذا پيامبر اسلام را خاموش كرد و گريخت . آنچه از انسان خواسته شد باز بودن دل او براى پذيرفتن قرآن و شنيدن آيات آن با تدبر و تجرد از چيزهاى ديگر جز آن است . بنا بر اين ، آدمى به زودى خواهد فهميد كه معجزه چگونه صورتپذير مىشود . مرد گناهكارى در آن مىكوشيد تا از ديوارى بالا رود تا مالى را در پشت آن بدزدد و زنانى را به زور در تصرف خود گيرد ، و در اين ضمن بانگى را از داخل خانه شنيد كه از اين آيهء كريمه حكايت مىكرد : « أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ - آيا هنگام آن نرسيده است كه دلهاى كسانى كه ايمان آورده‌اند در مقابل ذكر خدا خاشع شود ؟ » . چند ثانيه‌اى به آيه گوش فرا داد و آن گاه به گريستن پرداخت و گفت : چرا ، وقت آن رسيده است كه دل سنگ و سخت من در مقابل ياد خدا و كلام حقى